وقتی از کلاس اومدیم بیرون دیدم این کوچولو خوابیده وسط حیاط :)
راستی بگم از کلاس اون روز براتون
اهنگ سلطان قلبها رو برای استاد نواختیم استاد فرمودن به به آفرین
میخواستن ازمون فیلم بگیرن برای استوری
دفعه ی اول که من زدم زیر خنده استاد گفت عه سه ثانیه دیگه صبر کرده بودی تموم شده بود
بعدش دوباره اومدیم بگیریم که مریم به قیافه من خندش گرفت اخه یه نُت رو اشتباه
برچسب:
نویسنده: کامیار رستمیان
برچسب:
نویسنده: کامیار رستمیان
برچسب:
نویسنده: کامیار رستمیان
برچسب:
نویسنده: کامیار رستمیان
برچسب:
نویسنده: کامیار رستمیان
برچسب:
نویسنده: کامیار رستمیان